۰۶ آبان ۱۳۸۸
تعداد بازدید: ۱

نوشته : م.ع.رحمتی زاده   - نمایش "رستم و سهراب" که از کشور تاجیکستان این روزها برای ایرانی ها در تالار قشقایی اجرا می شود را می توان از دو حیث مورد بررسی قرار داد ؛ اول از حیث تکیه متن اثر به شاهنامه فردوسی و دوم اجرای بازیگران و نحوه کارگردانی آن .
شیوه روایی این نمایش در استفاده از دیالوگ ها بر اساس اشعار منتخبی بود که قاعدتا از رستم و سهراب شاهنامه
برگرفته شده است .

این نوع روایت متنی از اصل اثر در میان تاجیک ها و یا دیگر فارسی زبانان غیر ایرانی مرسوم تر از شیوه های دیگر است .
همانطور که می دانیم در زمینه های دیگر نیز کشورهای فارسی زبان غیر از ایران به خصوص همین تاجیکستان توجه بیشتری نسبت به متون منظوم دارند و این مورد در پندار آنها از فرودسی و مولوی فزونتر از مابقی شعرای فارسی زبان است ، به ویژه آنکه می بینیم در دانشگاه های آنها از زبان فارسی استقبال زیادی می شود و اساسا تاجیک های فارسی دوست نیز علی رغم خط نا مشترک خود با ایرانیان توجه بیشتری به نظم دارند ، حتی در این میان رایزنی های فرهنگی بر سر شعرایی همچون فردوسی بیشتر از کسانی همچون حافظ یا سعدی است .

 لذا دید عموم جامعه ایران نسبت به شاهنامه متفاوت از دید فارسی زبانان دیگر است در این نمایش که استفاده عینی از اشعار فردوسی پایه و اساس چیزی به نام نمایشنامه شده است ، تقریبا می توان گفت کل نمایش را باید حول کارگردانی و بازی ها دید .
شیوه ای که کارگردان (سلطان عثمانف) برای روایت داستان گونه اثر اتخاذ کرده در نوع بیان جزء  نقاط مثبت کار می باشد ؛ این شیوه که داستان رستم و سهراب را به نحوی از آشنایی رستم با تهمینه تا رشد سنی سهراب و سر آخر پیکار پدر و پسر را نمایش می دهد می تواند بیانگر کار متفاوتی باشد که کارگردان در یک زمان محدود با استفاده از اشعاری که خود انتخاب کرده انجام داده است.
استفاده از آلات موسیقی بدوی شاید دیگر نکته متمایز کننده این اثر نمایشی باشد . بدون شک استفاده بیش از حد از این آلات موسیقی به اثر اجرایی لطمه زده است و در بعضی از قسمت ها جای بازی بازیگران را گرفته است .

 شاید این کار در راستای پر کردن خلاء ها و نقاط ضعف نمایش باشد . و شاید کارگردان که خود نیز به عنوان راوی و میدان دار نمایش که اتفاقا نوازنده چند ساز در این اجرا هم هست خواسته کمی به بار درماتیک اثر با افزودن صداهایی این چنین بیافزاید .
رستم و سهراب فردوسی تراژیک ترین اثر داستانی کهن ماست و این چندان دل چسب نیست  که با کار ضعیف ، ذهنیت مخاطب را از حد عالیترین صحنه های این تراژدی پایین بیاوریم .

این کار از حیث نوع بیان و نوع طراحی صحنه قابل تامل و تحسین است ولی اجراهای ضعیف و نقاط ضعف فراوانی هم دارد  .
نباید اجازه دهیم یک اثر به شدت تراژیک با این گونه اجراهای ضعیف ذهن مخاطب را نسبت به متن فاخر کهن ما همچون شاهنامه از حد عالی خود پایین تر بیاورد ؛ حالا می خواهد خارجی باشد یا داخلی .
در کل بر این باورم که اجرای آثار داستانی کهن ما که ریشه در سنت ایرانی دارد همچون شاهنامه فردوسی ، هزار و یک شب ، ارسلان نامدار و ... باید با نگاه به شدت موشکافانه و دقیق بررسی شوند و این کار هر کسی نیست . باید کار را دست افرادی داد که علاوه بر تبحر خود در اجرای نمایش با این متون نیز آشنایی کامل داشته باشند ؛ که بتوانند این آثار فاخر را در عالیترین وضعیت خود اجرا کنند .

 


تبلیغات سایت

هنرمند فرهیخته

سرکار خانم زهرا صبری

مصیبت وارده را خدمت شما و خانواده محترم تسلیت گفته و آرزو می کنیم که وسعت صبرتان به اندازه دریای غمتان باشد.

با هم دعا کنیم تا خداوند بزرگ روح آن عزیز از دست رفته را قرین رحمت کند .